سيد احمد على خسروى

531

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

در معالجه خراج مادّة نضج‌يافته موقع شكافتن آن است و وقتى در احشاء ورم گرمى ظاهر شد و درد شدّت كرد و تكان‌هاى بسيارى عارض مريض گرديد و تب شديدى آمد اين دليل است كه ورم خراج گرديده و وقتى درد ساكت شد حكم بايد نمود كه مادّة ورم نضج پيدا كرده است و علاج اين خراج ظاهر گذاشتن دواهاى گرم و رساننده جراحت است مثل بزرگ و كافشه و گل خطمى و ريشه حليمون و آرد گندم است با شير گاو لواشك كنند و بگذارند بالاى ورم و به مثل ساير ورم‌ها مشغول اخراج جراحت شوند و اگر اين ورم در باطن شد بهر عضوى كه باشد رجوع بورم آن عضو نمايند در علاج در نمله و حمرة امّا نمله و اين جوششهائى است كوچك در ظاهر جلد بدن و رنگ آن مايل بزردى است و حس مىكند عليل در آنها مثل گزيدن مورچه كه دفعة دردى در آن ظاهر مىگردد سخت و سبب اين مادة دموى است مخلوط با صفراء و علاج اين زلو انداختن و كافور با سركه ماليدن و مسهل صفراء خوردن است و امّا حمرة و به اين حمرة نار فارسى هم مىگويند و بجوششهائى مىگويند كه اكّال و سوزاننده و آبله‌كننده باشد و حادث شود از آن خشك‌ريشه و گاهى سرخى به اين وصف ظاهر مىشود با حكّة و علاج اين ابتدا زلو انداختن و از دواهاى سردكننده ماليدن مثل كافور و سركه و غذا خوردن از غذاهاى خنك‌كننده بدن مثل شلّه انار و آلو و زرشك و خوردن فلوس